تیترهای جالب

سازگاری با مرگ عزیزان | چگونه می توانید به فرد داغدار کمک کنید؟

[ad_1]

سازگاری با مرگ عزیزان | چگونه می توانید به فرد داغدار کمک کنید؟

به این مطلب امتیاز دهید

سازگاری با مرگ عزیزان : چگونه به افراد داغدار کمک کنیم ؟ راه های مقابله با افسردگی بعد از سوگواری چیست ؟ در اینجا با مقاله ای درباره ساگازی افراد با مرگ عزیزان و سلامت روان افراد در سوگواری در خدمت شما هستیم. با ما همراه باشید.

 

 

مراحل سوگواری عشق

سوگواری عزیزان , سازگاری با مرگ عزیزان

 

 

سازگاری با مرگ عزیزان

مرگ عزیزان مهم ترین رویداد در زندگی است و باعث بحران عاطفی شدید می شود. مرحله «بهبود» آرام و تدریجی است، زیرا پذیرش واقعیت مشکل است و فرد دچار سردرگمی می شود. اگر فرد مرگ را به عنوان واقعیت زندگی بپذیرد، غم و اندوهش کمتر می شود. فرد باید بپذیرد که می تواند با مرگ و شرایط جدید سازگار شود. با پشت سر گذاشتن مرحله رشد روان شناختی، فرد می تواند در مقابل رویدادهای سخت زندگی مقاوم شود.

 

فرد باید احساس تنهایی، خشم و غم را به راحتی با دیگران در میان گذارد و امیدوار باشد. نماز بخواند. دعا کند. در خصوص احساسات و اعتقادات مذهبی با روحانیون صحبت کند. از خود مراقبت و استراحت نماید. با وجود بی اشتهایی، غذای مقوی بخورد.

 

غم و اندوه پس از مرگ عزیزان شامل مراحل زیر می شود:

 

۱- انکار و ناباوری

در ابتدا پذیرش مرگ عزیز بسیار مشکل است. فرد فکر می کند که این اتفاق تلخ و دردناک برای او روی نداده است و خواب می بیند. اصلاً آن را باور نمی کند. ولی وقتی افکار و احساسات خود را در مورد مرگ و عزیز از دست رفته بیان می کند به تدریج واقعیت را می پذیرد.

 

۲- خشم

در این مرحله فرد از خود می پرسد:«چرا من؟». فرد از تلخی و بی عدالتی در تقدیر مرگ عصبانی است. از این رو رفتار تند و خشنی با دیگران دارد.

حمایت اجتماعی، عاطفی، احترام و توجه دیگران باعث می شود فرد راحت تر این مرحله را پشت سر گذارد.

 

۳- معامله

فرد حاضر است هر چه را که دارد ببخشد تا عزیز از دست رفته باز گردد و زندگی به روال سابق بازگردد.

 

۴- گناه

فرد دچار عذاب وجدان و گناه می شود، احساس می کند در حق عزیز خود کوتاهی کرده است. در این مرحله فرد باید خود را ببخشد و بداند انسان جایزالخطا است.

 

۵- افسردگی

فرد غمگین و گوشه گیر می شود و نوسانات خلقی در رفتارش مشاهده می شود. ولی با گذشت زمان به تدریج فرد به روال عادی بازمی گردد و فعالیت اجتماعی خود را از سر می گیرد. در این مرحله تشویق فرد اصلاً مؤثر نیست.

 

از فرد داغدار حمایت کنید. اگر افسرده است. او را به شاد بودن تشویق نکنید، زیرا آمادگی ندارد. تا زمانی که فرد تمایل دارد، در مورد موقعیت موجود و مرگ عزیز با او صحبت کنید. تـُن صدایتان آرام و با محبت باشد. به فرد نشان دهید که برایتان مهم است و به او توجه می کنید. با توجه و علاقه، به صحبت های فرد گوش کنید. از تجارب مشابهی که در زندگی داشته اید، احساسات غم و اندوه خود برایش تعریف کنید. هرگز نگویید احساساتت را درک می کنم».

 

۶- تنهایی

در پی مرگ عزیز و تغییرات زندگی، فرد احساس تنهایی  و ترس  می کند. هرچه با دیگران ارتباط بیشتر داشته باشد، احساسات منفی او کاهش می یابد.

 

۷- پذیرش

پذیرش مرگ به معنی بازگشت فرد به شادی نیست. بلکه فرد به مرحله سازگاری و رویارویی با واقعیت می رسد. او به تدریج می پذیرد که به زندگی خود بدون حضور عزیز از دست رفته ادامه دهد. ارتباط با دوستان باعث می شود که فرد احساس بهتری داشته باشد.

 

۸- پایان اندوه

زمان کاملاً مشخصی برای پایان اندوه وجود ندارد، این مرحله در افراد متفاوت است. به گفته کارشناسان، معمولاً این مرحله یک سال به طول می انجامد. البته این امر به رابطه فرد با عزیزان از دست رفته، حمایت اطرافیان و عوامل فردی بستگی دارد. هرچه رابطه فرد با متوفی صمیمی تر باشد، مرحله بهبود طولانی تر است.

 

۹- امید و بازگشت به زندگی

فرد به مرحله ای می رسد که با یادآوری خاطرات عزیز خود، کمتر ناراحت می شود. به آینده چشم می دوزد و امیدوار است. ( البته مراحل پس از مرگ عزیزان، بسته به فرهنگ های مختلف تفاوت می کند. مثلاً مراحل ۲، ۳ و ۴ را بسیاری از ما ایرانیان به دلیل اعتقادات مذهبی تجربه نمی کنیم و یا به صورت بسیار خفیف با آن مواجه می شویم.)

 

مرگ اعضای درجه اول خانواده

مرگ عزیز به ویژه اگر اتفاقی و ناگهانی باشد بسیار سخت و دردناک است. واکنش فرد متأر از شرایط مرگ و رابطه او با فرد از دست رفته است.

 

مرگ فرزند: والدین احساس می کنند به آنان ظلم شده است، آنان گاه دچار عذاب وجدان می شوند، خود را مسئول مرگ فرزند می دانند و احساس می کنند بخشی از هویت خود را از دست داده اند.

 

مرگ همسر:مرگ همسر بسیار تلخ و دردناک است و شوک عاطفی شدید را به همراه دارد. در پی مرگ همسر، فرد باید با شرایط جدید نظیر سرپرستی فرزندان به تنهایی و زندگی مجردی و … سازگاری پیدا کند.

 

مرگ همسر سالمند: سالمندان  نسبت به مرگ همسر خود آسیب پذیرند، زیرا شریک یک عمر زندگی مشترک خود را از دست می دهند. در پی مرگ همسر، سالمند تنها و ناامید می شود.

 

روش های سازگاری با مرگ

فرد باید احساس تنهایی، خشم و غم را به راحتی با دیگران در میان گذارد و امیدوار باشد. نماز بخواند. دعا کند. در خصوص احساسات و اعتقادات مذهبی با روحانیون صحبت کند. از خود مراقبت و استراحت نماید. با وجود بی اشتهایی، غذای مقوی بخورد.

 

روش های کمک به فرد داغدار

از فرد داغدار حمایت کنید. اگر افسرده است. او را به شاد بودن تشویق نکنید، زیرا آمادگی ندارد. تا زمانی که فرد تمایل دارد، در مورد موقعیت موجود و مرگ عزیز با او صحبت کنید. تـُن صدایتان آرام و با محبت باشد. به فرد نشان دهید که برایتان مهم است و به او توجه می کنید. با توجه و علاقه، به صحبت های فرد گوش کنید. از تجارب مشابهی که در زندگی داشته اید، احساسات غم و اندوه خود برایش تعریف کنید. هرگز نگویید احساساتت را درک می کنم».

 

اگر نشانه های افسردگی  شدید در فرد مشاهده می شود و وضعیت اش هر روز از روز قبل بدتر می شود، او را تشویق کنید به روان شناس مراجعه کند.

 

احساس اندوه یا افسردگی؟

اندوهگین بودن بخشی از تجارب انسان است. زیرا ناشی از تغییرات طبیعی چرخه بیولوژیک و پاسخ عاطفی به تجارب سخت و طاقت فرسای زندگی نظیر ناامیدی و مرگ عزیز است. بهترین راه سازگاری طبیعی، تأیید و مطرح کردن احساسات است.

 

اندوه و سازگاری با مرگ

صحبت با مشاور در خصوص مرگ عزیز، به فرد کمک می کند که احساس تنهایی نکند. گاهی گذر از شرایط دشوار مرگ عزیز، به افسردگی  منجر می شود.

 

علائم افسردگی بالینی

– عدم تمرکز

 

– بی خوابی، زود از خواب  بیدار شدن، دیر خوابیدن، خواب طولانی و بیدار شدن با خستگی

 

– تغییر عادات غذاخوردن

 

– بی اشتهایی، عدم احساس مزه غذا

 

– پرخوری و افزایش اشتها

 

– احساس گناه، ناامیدی و تنهایی

 

– افزایش انتقاد از خود

 

– افکار خودکشی

 

– انزوای شدید

 

– افزایش استفاده دارو و آرام بخش

 

اگر اکثر نشانه های فوق بیش از دو هفته مشاهده شود، احتمال افسردگی بالینی وجود دارد.

 

افسردگی  بالینی با مشاوره و مدیتیشن قابل درمان است.

 

 

سوگ درمانی

سوگ در روانشناسی

 

 

درمان افسردگی بالینی حاد ، ۹ تا ۱۲ ماه یا بیشتر طول می کشد، ولی با درمان پس از ۴ تا ۶ هفته فرد بهبود می یابد. در صورت مشاهده موارد فوق، باید به روان شناس یا مشاور مراجعه شود، در غیر این صورت وضعیت فرد بدتر می شود.

 

چگونه با فردی که به کمک نیاز دارد باید رفتار کرد؟

باید رفتارهای فرد را به او یادآور شد. برای مثال، «همه اش توی خودت هستی، اصلاً حوصله نداری و نمی خندی» نگرانی تان را به او نشان دهید.

 

به او پیشنهاد کنید که به دکتر روان درمانگر یا روان شناس مراجعه کند، به او اطمینان دهید که حاضرید او را همراهی کنید. اگر به نظرتان فرد به فکر خودکشی است، مستقیماً از او سؤال کنید. برای مثال «آنقدر ناراحتی که حاضری به خودت آسیب برسانی؟»، پرسش از فرد، احتمال بروز خودکشی  را افزایش نمی دهد. بلکه او را تشویق می کند تا افکارش را بر زبان آورد. اگر فرد افکار خودکشی  در سر دارد، سریع او را نزد روان شناس ببرید. برای کمک به فرد، می توانید با روان درمانگر و روان شناس مشورت کنید.

 

کمک به کودک داغدار

مرگ والدین برای کودک بسیار مشکل است و کودک نسبت به شرایط اطراف خود و مرگ عزیز دچار سردرگمی می شود.

 

به دلیل شناخت و درک محدود ، و ناتوانی در بیان احساسات، روند بهبود در کودکان کم سال طولانی تر و مشکل تر است. کودک دچار شب ادراری  می شود. خشم ، انتقاد و اضطراب  در کودک افزایش می یابد. سازگاری کودک با مرگ عزیزان فشار زیادی بر اطرافیان وارد می کند.

 

با سادگی و آرامش با کودک در مورد مرگ صحبت کنید . به او کمک کنید احساسات خود را شناسایی و ابراز کند.

 

کودک به حمایت و توجه بزرگسالان نیاز دارد و باید وقت زیادی را به او اختصاص داد.

 

آنچه که باید فرد داغدار انجام دهد

 

فرد احساسات خود را به دیگران بگوید تا بتواند غم و اندوه را پشت سر گذارد.

 

به سلامت خود توجه کند. با بی اشتهایی مبارزه کند.

 

صبور  باشد. ماهها یا یک سال طول می کشد که فرد تغییر زندگی و مرگ را بپذیرد.

 

آنچه که فرد داغدار نباید انجام دهد:

 

– منزوی و گوشه گیر نشود و خود را از دیگران پنهان نکند.

 

– با سیگار  داروهای آرام بخش بدون تجویز خود را آرام نکند.

 

– احساسات خود را انکار نکند.

 

– در مورد مسائل مهم زندگی نظیر ازدواج سریع تصمیم نگیرد.

 

چگونه می توانید به فرد داغدار کمک کنید؟

– در غم و اندوه فرد شریک شوید. او را تشویق کنید تا احساساتش نسبت به مرگ و خاطرات فرد از دست رفته را مطرح کند.

 

– غم و اندوه را تأیید کنید.اما آن را به ابدیت و خداوند ارتباط دهید. هرگز نگویید « با گذشت زمان حالت بهتر می شود، خیریت بود»، زیرا به او هیچ کمکی نمی کند. با دقت و توجه به صحبت های فرد گوش و با او همدردی کند.

 

– به او کمک کنید. برایش غذا تهیه کنید و به او بدهید.

 

– صبور باشید. روند بهبود فرد طولانی است؛ پس با بردباری به فرد عزادار در پشت سر گذاشتن غم و اندوه کمک کنید.

 

– غم و اندوه فرد را کم اهمیت نشان ندهید.نگویید «تو باید قوی باشی»، تو باید بدون او به زندگی ادامه دهی، چون مقاومی زیرا در مراحل اولیه این صحبت ها برای فرد تأثیر ندارد و او باید به طور طبیعی مراحل غم و اندوه را پشت سر بگذارد.

 

چگونه با افسردگی بعد از سوگ مقابله کنیم؟

برخی افراد پس از مرگ عزیزان دچار افسردگی می شوند. در این بین وظیفه ی اطرافیان این است که به فرد سوگوار کمک کنند تا به شرایط عادی زندگی خود بازگردد. راهکارهای موثر در این زمینه را گردآوری نموده ایم.

 

جدایی از عزیزان به هر شکل و در اثر هر عاملی که باشد (طلاق، مرگ، در مواقعی مهاجرت و…) تلخ و دردناک است. برخی افراد را با بحران‌های عاطفی کوتاه یا بلندمدت مواجه می‌کند. تقریبا اغلب ما با چنین شرایطی در میان خانواده و بستگان خود مواجه بوده و گاهی مستأصل مانده‌ایم که با این افراد چگونه رفتار کنیم یا چه اقداماتی می‌توان انجام داد تا فرد یا افراد سوگوار واقعیت را بپذیرند سریع تر به جریان عادی زندگی بازگردند.

 

برای آشنایی با روان‌شناسی سوگ و دستیابی به راهکارهای موثر در این زمینه با فتحی، مشاور و دانشجوی دکترای روان‌شناسی سلامت گفت‌وگو کرده‌ایم.

عبور از دوران سوگواری یک فرآیند چند مرحله‌ای است و مدت زمان عبور از این شرایط در افراد متفاوت است.

 

انکار و ناباوری از دست دادن عزیزان

این اولین مرحله سوگواری است. وقتی جدایی اتفاق می‌افتد مخصوصا اگر این واقعه در اثر مرگ یکی از اعضای درجه اول خانواده و به‌صورت ناگهانی باشد، تلخی اتفاق به قدری دردناک است که فرد گمان می‌کند در خواب است و واقعه را نه‌تنها باور نمی‌کند بلکه انکار هم می‌کند.

 

بیان احساسات و افکار از سوی فرد باعث می‌شود که او به تدریج مرگ عزیز از دست رفته را بپذیرد.

 

خشم برای فوت نزدیکان

در این مرحله فرد از چرایی وقوع اتفاق برای او دچار خشم و رنج می‌شود. واقعه را یک بی عدالتی می‌داند و بابت این موضوع عصبانی و شاکی است. والدینی که فرزند خود را از دست داده‌اند، احساس می‌کنند به آنان ظلم شده است. گاهی آنان خود را مسئول مرگ فرزندشان می‌دانند و دچار عذاب وجدان می‌شوند. در این شرایط والدین احساس می‌کنند بخشی از هویت خود را از دست داده‌اند. درک شرایط فرد و حمایت عاطفی و اجتماعی از فرد سوگوار باعث می‌شود که او این مرحله را راحت‌تر سپری کند.

 

معامله با خدا برای بازگرداندن عزیز از دست رفته

فرد به‌واسطه شدت علاقه و میزان وابستگی تمایل می‌یابد تا تمام دارایی‌های خود را بدهد اما فردی که از دست داده است، دوباره به زندگی برگردد.

 

احساس گناه و عذاب وجدان فرد سوگوار

قضاوت و سرزنش ناشی از کارهایی که می‌شد برای عزیز از دست رفته انجام داد اما به هر علت انجام نشده است، باعث می‌شود فرد سوگوار دچار عذاب وجدان و گناه شود. در این مرحله فرد باید محدودیت‌های خود را بپذیرد و خود را ببخشد.

 

افسردگی فرد عزادار

در این مرحله اطرافیان شاهد نوسانات خلقی در فرد هستند. اما گوشه‌گیری‌ها و احساس غم این دوران نباید طولانی مدت شوند و فرد باید بتدریج به فرایند عادی بازگردد و فعالیت اجتماعی خود را از سرگیرد. توجه داشته باشید که تشویق افراد برای بازگشت به وضعیت عادی اصلا موثر نیست.

 

در چنین شرایطی فرد سوگوار انتظار دارد تا دیگران سوگ او را دریابند و اجازه دهند تا او مراحل سوگواری خود را سپری کند.به همین دلیل از دیگران انتظار ندارد که در شرایطی که او احساس غم و افسردگی دارد، او را به شاد بودن تشویق کنند.

 

می توانید منتظر بمانید تا فرد هر زمانی که تمایل دارد درباره مرگ عزیز خود صحبت کند. در چنین شرایطی توجه داشته باشید که تن صدای شما آرام و با محبت همراه با همدلی باشد . به‌گونه‌ای که فرد متوجه شود که او برای شما مهم است و با محبت و علاقه دارید به حرف‌های او گوش می‌کنید. شما نیز از تجربیات مشابه خود با فرد صحبت کنید و از احساسات و غمی که در آن دوران تجربه کرده اید، صحبت کنید.

 

احساس تنهایی

خلا ناشی از دست دادن عزیز باعث می‌شود فرد احساس تنهایی را تجربه کند. دریافت حمایت اجتماعی و حضور فرد در همنشینی‌ها در کاهش این احساس بسیار موثر است. این احساس در بین افرادی که همسر خود را از دست داده‌اند، شدیدتر است.

 

پذیرش مرگ

یکی از اشتباهات رایج اغلب افراد در مواجهه با فرد سوگوار این است که از او انتظار دارند از همان دقایق اولیه واقعیت را بپذیرد. در صورتی که پذیرش اتفاق به معنای واقعی زمانبر بوده و چنین انتظاری از سوی اطرافیان غیرواقع‌بینانه است.

 

هر چند پذیرش واقعه از سوی فرد سوگوار به معنای بازگشت شادی به زندگی او نیست. فرد در این مرحله می‌پذیرد که چاره‌ای جز ادامه زندگی بدون عزیز از‌دست رفته ندارد. معاشرت و ارتباط با دوستان و افراد مورد علاقه می‌تواند در بهتر شدن احساسات فرد بسیار موثر باشد.

 

پایان اندوه سوگ

این مرحله در افراد متفاوت است. میزان نزدیکی و ارتباط فرد با متوفی در پایان‌یافتن زمان اندوه موثر است. در برخی ممکن است این فرآیند یک‌سال و برخی دیگر چند سال طول بکشد. هرچه رابطه فرد با متوفی صمیمی‌تر باشد، مرحله بهبود طولانی‌تر می‌شود.

 

امید و بازگشت به زندگی

گذشت زمان فرد را به مرحله‌ای می‌رساند که دیگر یادآوری خاطرات فرد را کمتر اذیت می‌کند.

 

علائم افسردگی بالینی در افراد سوگوار

عدم‌تمرکز، بی‌خوابی، زود از خواب بیدار شدن، دیر خوابیدن، خواب طولانی و بیدار شدن با خستگی، تغییر عادات غذایی، بی‌اشتهایی، عدم احساس مزه غذا، پرخوری و افزایش اشتها، احساس گناه، ناامیدی و تنهایی، افزایش انتقاد و سرزنش خود، افکار خودکشی، انزوای شدید، افزایش استفاده دارو و آرام بخش علائمی است که در صورتی که شاهد وجود آنها در فرد سوگوار بیش از دو هفته بودید، احتمال ابتلای فرد به افسردگی بالینی وجود دارد.

 

در چنین شرایطی برخی افراد به خودکشی فکر می‌کنند. می‌توانید به‌صورت مستقیم از او سوال کنید که «آن‌قدر ناراحتی که حاضری به خودت آسیب برسانی» نگران نباشید این پرسش احتمال بروز خودکشی را افزایش نمی‌دهد. اتفاقا باعث می‌شود که فرد افکار خود را بیان کند. در این مواقع فرد را تشویق کنید تا با یک روان‌شناس صحبت کند. درمان این نوع افسردگی ۹ تا ۱۲ ماه یا بیشتر طول می‌کشد. هر چند در مواقعی نیز فرد در مدت ۴ تا ۶ هفته در مسیر بهبودی قرار گرفته است.

 

اختلال سوگ

نکاتی درباره افسردگی بعد از سوگواری

 

سازگاری با مرگ عزیزان | چگونه می توانید به فرد داغدار کمک کنید؟

 

منبع :jamejamonline.ir / بیتوته / تبیان

[ad_2]

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code

بستن